تبليغاتX
خوبیــــــها

رسول اکرم(ص): مهدی از فرزندان من است. اسم او‏ اسم من و کنیه اش کنیه من (ابوالقاسم) است. از نظر اخلاق شبیه ترین مردم به من است. برای او غیبت و سیرتی است که در آن، بسیاری گمراه می شوند. آنگاه مثل شهاب ثاقب می آید و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد چنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 23:9  توسط زهیر نام آور  | 

پاسخ: شناخت حق و باطل، در گرو كمي  پيروان و يا فزوني  آنها نيست. در جهان امروز، نسبت مسلمانان به منكران اسلام، در حدود يک پنجم يايک ششم است. اكثريت ساكنان خاور دور را بت پرستان و گاوپرستان و ساير منكران ماوراء طبيعت تشكيل مي دهند.

چين با جمعيت متجاوز از يک ميليارد، جزء اردوگاه الحادي  كمونيسم است و اكثريت مردم هندوستان را، كه نزديک يک ميليارد جمعيت دارد، گاوپرستان و بت پرستان تشكيل مي دهند.

و از سويي  چنين نيست كه اكثريت، نشانه حقانيت باشد. قرآن مجيد غالباً اكثريت ها را نكوهش نموده و به ستايش از برخي  اقليتها مي پردازد، كه در اين مورد به عنوان نمونه، به برخي  از آيات اشاره مي نماييم:

1- «ولا تجد أكثرهم شاكرين».[1] (اكنون آنان را سپاسگذار نخواهي  يافت.)

2- «إن أوليائه الاّ المتّقون ولكنّ أكثرهم لا يعلمون».[2] (اولياي  وي  نيستند مگر پرهيزكاران، وليكن اكثر آنان نمي دانند.)

3- «وقليلٌ من عبادي  الشّكور».[3] (واندكي  از بندگان من سپاسگذارند).

بنابراين، انسان واقع گرا، هيچگاه نبايد از اقليت پيروان آيين خود بهراسد و نيز نبايد به خاطر اكثريت آنان مباهات كند. بلكه شايسته است چراغ عقل را روشن سازد و از نور و فروغ آن بهره مند گردد.

مردي  به اميرمؤمنان علي  (عليه السلام) عرض كرد: چگونه ممكن است كه مخالفان تو در جنگ جمل، كه اكثريت نسبي  را تشكيل مي دهند، بر باطل باشند؟

امام (عليه السلام) فرمودند:

«حق و باطل، با مقدار پيروان، شناخته نمي شود، حق را بشناس، اهل آن را خواهي  شناخت. باطل را بشناس، اهل آن را خواهي  شناخت».

بر يک فرد مسلمان لازم است كه اين مسأله را از طريق علمي  و منطقي  تحليل نمايد و آيه «ولا تقف ما ليس لك به علمٌ»[4] را بسان چراغي  فرا راه خود قرار دهد.

گذشته از اين، هر چند شيعه از نظر جمعيت به پايه اهل تسنن نمي رسد، اما اگر سرشماري  دقيقي  صورت گيرد، معلوم خواهد شد كه يک چهارم مسلمانان جهان را شيعيان تشكيل مي دهند، و آنان در نوع مناطق مسلمان نشين دنيا زندگي  مي كنند[5] و در تمام برهه هاي  تاريخ، در ميان آنان دانشمندان و نويسندگان نام آور و صاحبان تصانيف و آثار مي زيسته اند. شايسته است روشن گردد كه پايه گذاران علوم اسلامي  نيز غالباً شيعه بوده اند كه در ميان آنان:

ابوالأسود دوئلي ، پايه گذار علم «نحو».

خليل بن احمد، پايه گذار علم «عروض».

معاذ بن مسلم بن ابي  ساره كوفي ، پايه گذار علم «صرف».

و ابوعبدالله محمد بن عمران كاتب خراساني  (مرزباني ) يكي  از پيشتازان علم بلاغت به چشم مي خورند. [6]

براي  آگاهي  بيشتر بر تأليفات انبوه علما و دانشمندان شيعه، كه شمارش همه آنها بسيار دشوار است، مي توانيد به كتاب ارزشمند «الذريعة إلي  تصانيف الشيعة» مراجعه كنيد و نيز جهت آشنايي  با شخصيت هاي  بزرگ شيعه، كتاب «اعيان الشيعة» و براي  كسب اطلاع از تاريخچه شيعيان «تاريخ الشيعة» را ملاحظه فرماييد.  


+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 21:27  توسط زهیر نام آور  | 


استمنا ياهمان تضييع نيروي جنسي يكي از بزرگترين بلاياي جنسي است و خطرات جسمي و راواني فراواني دارد كه دور از تصور افرادي است كه به اين گناه كبيره معتاد هستند وبا دست خود روح و جسمشان را به تباهي مي كشانند. بسياري از خطرات استمنا درآينده گريبانگير شخص خواهند شد و افراد معتاد به اين كار بايد هر چه زودتر دست به كار بشوند واقدام به ترك اين عادت زشت كنند .درزير به گوشه اي از خطرات استمنا اشاره شده است :

1) تضعيف سيستم عضلات – كاهش رشد عمومي بدن و تضعيف قوا وسستي – ضعف مثانه و ضعف مجراي ادرار –زردي و پريدگي رنگ چهره – بروز جوش كروك – ضعف حافظه – دشواري در مطالعه فقدان اعتماد به نفس – نزديك بيني - خسته كردن مراكز عصبي ستون فقرات - نقصان قوه ي رشد بيضتين – صدمه زدن به سيستم مغز .
2) از كار انداختن عادت نيروي جنسي وبالاخره فقدان كامل ميل جنسي .
3) عملكردهاي داخلي را مختل وعمل هضم غذا را تضعيف كرده و به كيفيت خون آسيب مي رساند.
4) خجالت كشيدن هنگام برخورد با افراد مخصوصا با جنس مخالف .
5) استمنا ازدواج را با مشكل روبرو مي سازد وگاهي منجر به تولد نوزادان معلول وحتي موجب نازايي براي هر دو جنس مي شود .
6) استمنا موجب تلف شدن مني مي شود . تحقيقات نشان داده است كه حدود 60 قطره خون در بدن انسان مصرف مي شود تا يك قطره مني تشكيل شود .
7) آن چنان التهابي در ارگانها وغددمختلف جهاز تناسلي به وجود مي آوردوچنان از قوه ي آنها مي كاهد كه باعث توليد بيماري دوالي و بزرگ شدن پروستات والتهاب مجراي ادرار مي شود .
8) تكرار آن به قدري بدن را تضعيف مي كند كه باعث بروز هر گونه ميكروبي كه سر راهش باشد مي شود و در بسياري موارد ديده شده كه استمنا منجر به مرگ فرد شده است .
9) پلك زدن مداوم – سوت زدن گوش - ريختن مو پيش از هنگام -تنفس كوتاه و خروج ناهماهنگ خون از قلب پيري زودرس - ضعف مفاصل - لرزش دست - زشتي چهره و از بين رفتن طراوت صورت - ضعف چشم وبينايي - سائيدگي پروستات و مجراي ادرار و ابتلا به مشكل پروستات ، مجرا ، مثانه ...
10) استمنا موجب امراضي مثل واريكوسل - هيدروسل - تومور هاي خوش خيم ميشود.
11) اختلال در مخچه (‌ پشت مغز نزديك گردن )‌ بخاطر ضعف دستگاه پاراسمپاتيك كه در نتيجه اثر منفي روي دستگاه هاضمه ، كبد ، ورود و خروج خون قلب ، و الي ماشالله ...
12) عامل افسردگي ، پريشاني ، اضطراب ، ناپايداري و احساسات مفرط ...
و …. …… .. …………. الي آخر

 

و این هم راه هایی که برای ترک استمنا پیشنهاد میشود :

براى درمان ( استمنا ) چه بايد كرد؟

دوست عزيز ، در مورد موضوع مشاوره در ذيل دستورالعملهاى مورد نظر ارائه مى‏گردد اما آنچه باعث نجات و رسيدن به سعادت است همانا عزم راسخ و جديت و پشتكار دقيق و كامل شما است كه ميتواند كارساز واقع شده و شما را به مقصود برساند و الا به صرف بيان دستورالعمل و ارائه خدمات مشاوره‏اى مشكلى حل نشده و نخواهد شد. البته بى‏ترديد قبل از تمام اسباب طبيعى حضرت حق ياور شما خواهد بود و با استعانت از خداوند منان و عزم راسخ به استقبال از دستورالعمل‏ها مى‏رويم:

 1- سعى كنيد هميشه پيش از خواب مثانه خود را تخليه كنيد و شب‏هاى به خصوص غذايى سبك ميل كنيد.
2- هرگز شكم خود را بيش از حد معمول پر نكنيد بلكه تا چند لقمه ديگر كه جاى داريد دست بكشيد.
3- از پوشيدن لباس‏هاى تنگ و چسبان (به خصوص لباس زير اين‏چنينى) اجتناب ورزيد.
4- هرگز فكر گناه را به ذهن خود راه ندهيد و از تصور و تخيل امور جنسى و شهوانى سخت پرهيز كنيد.
5- از خواندن، شنيدن، نگاه كردن به امور و تصاوير شهوت‏آفرين دورى كنيد.
6- از خوردن مواد غذايى محرك مانند: خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ و غذاهاى چرب اجتناب و يا به حداقل اكتفا نماييد.
7- از نگاه كردن و دست‏ورزى به اندام جنسى خود پرهيز كنيد.
8- هرگز به رو نخوابيد.
9- هيچ‏گاه تنها در يك مكان نباشيد تا فرصت و زمينه گناه از بين برود.
10- براى تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
11- هيچ‏گاه بيكار نباشيد و هميشه براى مشغول ساختن خود به فعاليتى مطلوب و مثبت برنامه داشته باشيد.
12- روزه مستحبى بگيريد و اگر قادر نيستيد، روزه تربيتى بگيريد يعنى به كمترين مقدار غذا و كم‏حجم‏ترين نوع غذاها اكتفا كنيد و وعده غذايى خود را كم كنيد.
13- هرگز به نامحرم نگاه نكنيد، حتى اگر به ارتباط كلامى با آنها مجبور باشيد.
14- با جنس مخالف رفتار متكبرانه داشته باشيد، هرگز با روى باز و نرمى با آنها برخورد نكنيد.
15- هرگاه افكار جنسى به ذهن شما وارد شد خود را تنبيه كنيد. مثلاً با بستن يك كش به مچ دست خود و كشيدن و رها كردن آن به خود هشدار دهيد.
16- به بدى گناه و عواقب آن بيانديشيد و تا زمانى كه به گناه آلوده نشده‏ايد بيشتر در فكر زيان‏هاى خطرات، آبروريزى و عقاب آن باشيد.
17- هرگز از رحمت خدا مأيوس نباشيد.
18- به محض لغزش فوراً توبه كنيدو سعى كنيد كه ديگر تكرار نشود.
19- قرآن زياد بخوانيد و در معانى آيات آن تفكر كنيد.
20- در مجالس مذهبى، دعا و توسل و موعظه زياد شركت كنيد.
21- از كتبى كه جنبه موعظه و بيدارگرى قلبى دارد بهره بگيريد و مقيد باشيد در روز چند ساعت به مطالعه اين‏گونه كتب بپردازيد. براى مثال مجموعه كتاب‏هاى شهيد دستغيب توصيه مى‏شود به خصوص كتاب گناهان كبيره، قلب قرآن، ايمان، قلب سليم و معاد و...

2۲- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و عيادت از نزديكان و. پر كنيد.
23- به معاد و قيامت فكر كنيد.
24- ذكر لاحول ولا قوة الا باللَّه را زياد برزبان جارى سازيد.
25- عبادت‏هاى خود مانند نماز و روزه و. را صحيح و دقيق و در اول وقت انجام دهيد و در انجام هر چه كامل‏تر و بهتر نماز خود بكوشيد و در اين مورد از كتاب آداب‏الصلوة امام خمينى بهره بگيريد.
26- از محيطهاى آلوده، سخت دورى كنيد و بيشتر وقت خود را در كتابخانه بگذرانيد و بى‏علت در خيابان‏هاى آلوده نباشيد. 
دوست عزيز و گرانبهایم مجدداً تكرار ميكنيم كه سعى در پايبندى به دستورالعملها است كه مفيد خواهد بود، لذا تلاش كنيد كه كاملاً دقيق و صحيح به آنها عمل كنيد. اما بايد خاطرنشان سازيم كه عوارض استمناء خيلى زياد است و آنچه شما در لابلاى نامه خود اشاره كرده و برشمرده‏ايد از عوارض زشت و منفى اين عمل پليد است، مثلاً عدم تمركز حواس، پرخاشگرى، عصبانيت زود و سريع، تار شدن چشمان، كاهش دقت، لرزش دست‏ها و. جملگى از عواقب زشت اين عمل است كه در صورت استمرار حتى افكار و روحيات شما را نيز تهديد مى‏كند ولى با پاك ساختن رفتار خود از آن عمل زشت اين عوارض منفى نيز از بين رفته و فردى پاك و وارسته خواهيد شد و از زندگى خود لذت مى‏بريد، بنابراين به منظور فرار از پيامدهاى منفى اين عمل زشت لازم است هر چه سريع‏تر و كامل‏تر به دستورالعمل‏هاى فوق‏الذكر عمل كنيد و ديگر هرگز به سراغ آن عمل نرويد. توجه داشته باشيد كه اگر دستورالعمل‏هاى فيزيولوژيكى فوق مانند شماره‏هاى 1 تا 10 را عمل كنيد، ديگر دچار نعوظ صبحگاهى نيز نخواهيد شد.


+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 21:14  توسط زهیر نام آور  | 

استمنا ياهمان تضييع نيروي جنسي يكي از بزرگترين بلاياي جنسي است و خطرات جسمي و راواني فراواني دارد كه دور از تصور افرادي است كه به اين گناه كبيره معتاد هستند وبا دست خود روح و جسمشان را به تباهي مي كشانند. بسياري از خطرات استمنا درآينده گريبانگير شخص خواهند شد و افراد معتاد به اين كار بايد هر چه زودتر دست به كار بشوند واقدام به ترك اين عادت زشت كنند .درزير به گوشه اي از خطرات استمنا اشاره شده است : 

1) تضعيف سيستم عضلات – كاهش رشد عمومي بدن و تضعيف قوا وسستي – ضعف مثانه و ضعف مجراي ادرار –زردي و پريدگي رنگ چهره – بروز جوش كروك – ضعف حافظه – دشواري در مطالعه فقدان اعتماد به نفس – نزديك بيني - خسته كردن مراكز عصبي ستون فقرات - نقصان قوه ي رشد بيضتين – صدمه زدن به سيستم مغز . 
2) از كار انداختن عادت نيروي جنسي وبالاخره فقدان كامل ميل جنسي . 
3) عملكردهاي داخلي را مختل وعمل هضم غذا را تضعيف كرده و به كيفيت خون آسيب مي رساند. 
4) خجالت كشيدن هنگام برخورد با افراد مخصوصا با جنس مخالف . 
5) استمنا ازدواج را با مشكل روبرو مي سازد وگاهي منجر به تولد نوزادان معلول وحتي موجب نازايي براي هر دو جنس مي شود . 
6) استمنا موجب تلف شدن مني مي شود . تحقيقات نشان داده است كه حدود 60 قطره خون در بدن انسان مصرف مي شود تا يك قطره مني تشكيل شود . 
7) آن چنان التهابي در ادرار مي شود . 
8) تكرار آن به قدري بدن را تضعيف مي كندارگانها وغددمختلف جهاز تناسلي به وجود مي آوردوچنان از قوه ي آنها مي كاهد كه باعث توليد بيماري دوالي و بزرگ شدن پروستات والتهاب مجراي  كه باعث بروز هر گونه ميكروبي كه سر راهش باشد مي شود و در بسياري موارد ديده شده كه استمنا منجر به مرگ فرد شده است . 
9) پلك زدن مداوم – سوت زدن گوش - ريختن مو پيش از هنگام -تنفس كوتاه و خروج ناهماهنگ خون از قلب پيري زودرس - ضعف مفاصل - لرزش دست - زشتي چهره و از بين رفتن طراوت صورت - ضعف چشم وبينايي - سائيدگي پروستات و مجراي ادرار و ابتلا به مشكل پروستات ، مجرا ، مثانه ... 
10) استمنا موجب امراضي مثل واريكوسل - هيدروسل - تومور هاي خوش خيم ميشود. 
11) اختلال در مخچه (‌ پشت مغز نزديك گردن )‌ بخاطر ضعف دستگاه پاراسمپاتيك كه در نتيجه اثر منفي روي دستگاه هاضمه ، كبد ، ورود و خروج خون قلب ، و الي ماشالله ... 
12) عامل افسردگي ، پريشاني ، اضطراب ، ناپايداري و احساسات مفرط ... 
و …. …… .. …………. الي آخر

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 21:10  توسط زهیر نام آور  | 

آدم موفق چه کسی است؟

موفقیت،بزرگترین آرزوی بشر(1)

 


تعریف موفقیت:

بیشتر دانشمندان و نویسندگان سعی کرده‌اند تعریف جامع و کاملی از موفقیت ارائه دهند تا مورد استفاده همگان قرار گیرد، اما شمار فراوان این تعاریف خود موجب گردیده است که تا به حال توصیف دقیق و مشخصی از این کلمه در دست نباشد و در واقع ندانیم که اصولاً موفقیت چیست و ما دستیابی به چه چیزهایی را موفقیت می‌نامیم.

یکی از دلایل عمده ی تعدد تعاریف موفقیت، برداشت‌های گوناگونی بوده که از این مفهوم شده است. بسا افرادی که به دلیل دستیابی به خواسته‌هایشان، خود را موفق و کامیاب می‌پندارند، امّا این موفقیت‌ از نظر دیگران چندان ارزش و اعتباری ندارد. و یا افرادی هستند که احساس می‌کنند، موفق شده‌اند ولی وقتی واقعاً در آن تفکر می‌کنند، می‌بینند پدیده ی فوق واقعاً، آن موفقیتی که فکر می‌کردند نیست. بنابراین موفقیت امری نسبی بوده و هرگز تعریف واحدی به خود نمی‌پذیرد.

 

«آرامش و اطمینان، بهترین موفقیت است» 

                                                          آلفرد اوستن

در نظر اکثریت مردم فرد موفق کسی است که به آرزوهای خود رسیده و در درون،احساس رضایت خاطر دارد، که این خود حاصل تلاش و کوشش مداوم در زندگی می‌باشد. البته این را هم باید دانست که هیچکس واقعاً موفق نیست، مگر آنکه خوشبخت باشد و خوشبخت کسی است که کاری مفید و با ارزش انجام دهد.

می‌توان گفت موفقیت به مفهوم برخورداری از بسیاری مواهب است، از جمله: رفاه نسبی در زندگی، کسب احترام، بزرگی و عزّت در محیط کار و در عرصه ی اجتماع، رهایی از نگرانی، سرخوردگی و شکست. موفقیت یا کامیابی هدف زندگی است، هر انسانی خواهان موفقیت بوده و طالب بهترین چیزهایی می‌باشد که از روزگار می‌تواند بدست آورد. نخستین و بهترین ایستگاه آن است که از هم اکنون خود را در شمار افراد منتخبی قرار دهید که می‌خواهند از روزگار کام ستانند.

موفقیت، جریان مداومی است که ضمن آن مشتاق و آرزومند توفیق‌های بیشتری هستیم. و در واقع راه موفقیت همیشه در دست ساختن است.

موفقیت پیش رفتن در مسیر است، نه به نقطه ی پایان رسیدن.


موفقیت واقعی چیست؟

کوشیدن، جستن، یافتن و هرگز تسلیم نشدن راز موفقیت واقعی است؛ که اگر به آن دست یابیم با تمام وجود احساس رضایت خواهیم کرد.

در این سلسله مقالات به هفت اقدام اشاره می کنیم که با انجام آنها به موفقیت واقعی می‌توان دست یافت:

در این مقاله به بحث نیروهای درونی می پردازیم.

1- نیروهای درونی خود را آزاد کنید:

امام علی (ع) می‌فرماید:

آیا می‌پنداری که جسم کوچکی هستی،

در حالی که در درون تو جهان بزرگی نهفته است.

لحظاتی با خود خلوت کنید، در چشمه ی صاف و فراوان اندیشه‌ها، غرق شوید و نیروهای عظیم و حیات‌بخش خود را در نظر آورید!

کاوش‌ها و پژوهش‌های عصر حاضر در مورد انسان حاکی از آن است که برخلاف آنچه تصور می‌کنند، انسان‌ها، کم یا بیش دارای منابع و ذخایر بالقوه و خداداد مشابهی هستند و از این لحاظ تفاوت فاحشی بین آنها وجود ندارد.

عده‌ای این استعداد و ذخایر را در وجود خویش کشف می‌کنند و با بکار بستن آن به نتایج عظیم و شگرفی دست می‌یابند و عد‌ه‌ای دیگر از توانایی‌های بالقوه ی خود استفاده نکرده و آنرا با خود به گور  می‌برند. تفاوت انسان‌های موفق جهان با سایر افراد در همین است.

نیروهای آشکار و پنهانی که در درون انسان وجود دارد و متناسب با شرایط محیطی خاص، از طریق نظام عصبی واکنش نشان می‌دهند عبارتند از: شعور و آگاهی، قدرت جسمانی، عشق و علاقه، نبوغ و خلاقیّت، ایمان، پشتکار، خشم، شهوت، کینه، اعتماد به نفس، اراده، شادی و نشاط، غم و اندوه، ضعف و کسالت، اضطراب و نگرانی، حساسیت، کنجکاوی، مهر و محبت و ...

هر یک از این نیروها همانند یک بردار، دارای شدت و جهت معینی هستند که اندازه و جهت آن در افراد مختلف و در حالت‌های گوناگون با یکدیگر تفاوت دارد. این نیروها نیز فعال نیستند و تأثیر چندانی در رفتارها ندارند. فرآیند مجموع این نیروهاست که روحیه و عملکرد انسان را شکل می‌دهد و او را وادار به بازتاب در مقابل عوامل محیطی می‌کند. اگر این نیروها تحت تأثیر محرک‌ها با شرایط ویژه‌ای آزاد و همسو شوند، نیروی عظیمی پدید می‌آید که دارای انرژی خارق‌العاده‌ای است و انسان را بسیار نیرومند می‌کند به طوری که قادر خواهد بود حتی بعضی از کارهای غیرممکن را، ممکن کند. اگر همسو شدن نیروها در جهت مثبت باشد، انرژی بیکران آزاد خواهد شد و انسان را در جهت مثبت به منظور سازندگی حرکت می‌دهد و اگر این نیروها به هر دلیل و تحت هر شرایطی در جهت منفی و مخالف، همسو شوند، آنگاه همین نیروی عظیم در جهت تخریب و نابودی انسان عمل می‌کند. سستی و تنبلی، افسردگی و کسالت روحی، خشم و خشونت، کشتار دسته‌جمعی، قتل عام و بسیاری از رویدادهای دیگر، از همین قبیل است.

«موفقیت همیشه با ذهنیت‌های مثبت ایجاد می‌گردد و زاییده ی آن است.»

                                                                                              شاه آبادی

«وین دایر» در تشریح تصویر یک شخصیت سالم می‌نویسد:

«داشتن انرژی سرشار و قابل ملاحظه، از ویژگی‌های شخصیت سالم است. شور زندگی در وجودش موج می‌زند. عشق و اشتیاق، انرژی پر قلیانی را در او متمرکز می‌کند و او را به چنین تکاپو وا می‌دارد. ساعات کمی را به خواب اختصاص می‌دهد و مفهوم بی‌حوصلگی و کسالت را نمی‌فهمد. مجموعه رویدادهای زندگی‌اش، حاصل احساسات، اندیشه‌ها، تلاش‌ها و فرصت‌هاست، حتی اگر در زندان باشد، فکر خود را بطور بدیهی بکار می‌اندازد تا با استفاده از اوقات، از فلج شدن شور و شوقش نسبت به زندگی جلوگیری کند.»

پس نتیجه می‌گیریم که اگر این نیروها به طور سازنده و مثبت با یکدیگر جمع شوند، چگونه به خدمت انسان در می‌آیند.

حال وقت آن است که ابتدا این نیروها را آزاد کرده، سپس در جهت مثبت بکار گیریم. با این کار، نیروی درونی ما بسیار قدرتمند می‌شود و قادر خواهیم بود اختیار زندگی و سرنوشت خویش را در قلمرو ممکن‌ها بدست گیریم.

امام علی (ع) می‌فرماید: درد تو از توست، ولی تو بدان بصیرت نداری و درمان تو نیز در درون توست، لیکن تو بدان آگاهی نداری.

در دیدگاه حضرت علی (ع) انسان تمامی هستی را در درون خویش دارد ولی بدان آگاهی و شعور ندارد. انسان بالقوه قادر است بر اسرار عالم امکان، آگاهی یافته و نسبت به آنها علم حضوری پیدا کند.در مقاله ی بعد به بحث «خود شناسی وتوانائی های خود» و« برنامه ریزی برای آینده» می پردازیم.

ادامه دارد...

منبع:کتاب تکنولوژی و مهندسی فکر - نویسنده:دکتر محمد علی حقیقی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 23:57  توسط زهیر نام آور  | 
C:\Documents and Settings\12\Desktop\untitled.bmp
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 23:39  توسط زهیر نام آور  | 

   من مسلمانم 

قبله ام یک گل سرخ

جانمازم چشمه ، مهرم نور .

دشت سجاده من .

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم

در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف .

سنگ از پشت نمازم پیداست :

همه ذرات نمازم متبلور شده است .

من نمازم را وقتی می خوانم

که اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو

من نمازم را ، پی (( تکبیرة الاحرام )) علف می خوانم

پی (( قد قامت )) موج .

*****

کعبه ام بر لب آب

کعبه ام زیر اقاقی هاست .

کعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود شهربه شهر

(( حجر الاسود )) من روشنی باغچه است .



میلاد حضرت رسول اکرم،پیامبر رحمت و مهربانی،حضرت محمّد مصطفا(ص) و امام جعفر صادق(ع) بر شما مبارکباد.ما را از دعای خیر خود محروم نفرمائید.یا علی،التماس دعا...


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 23:21  توسط زهیر نام آور  | 

بسم ربّ الزینب(س)

زیر لب زمزمه می کنی: ((کاش هزار فرزند می داشتم و همه را فدای یک تار موی حسین می کردم.))

و نام آرام بخش حسین را زیر لب زمزمه می کنی:

حسین!حسین!حسین!

حسن اگر بود،تحمل همۀ این رنجها و دردها و داغها اینقدر مشکل نبود.حتی داغ علی اکبر،حتی مصیبت قاسم،حتی شهادت علی اصغر،حتی عروج عبّاس...!

عبّاس؟!تو با خواهرت چه کردی؟1تو چگونه خودت را با جگر زینب،پیوند زدی؟

هم اکنون که به مدینه میرسیم،من به مادرت چه بگویم؟

بگویم امّ البنین!؟مادر پسران!؟مادر کدام پسران؟کجایند آن چهار سروری که تو روانه کربلا کردی؟

بگویم:ام البنین!همۀ مادران عالم باید تربیت پسر را از تو یاد بگیرند،همه مردان عالم باید پیش تو درس ادب بخوانند.

حسین! حسین! حسین!

جاذبۀ عشق تو با این چهار جوان چه کرد؟با پیران و سالخوردگان چه کرد؟با حبیب چه کرد؟با مسلم چه کرد؟

حسین! حسین! حسین!

تو اگر بودی،سینل تسلای تو اگر بود،نگاه آرام بخش تو اگر بود،همۀ غمهای عالم قابل تحمّل بود.

پدرم فدای آنکه عمود خیمه اش شکسته شد.

پدرم فدای آنکه غمگین درگذشت.

پدرم فدای آنکه تشنه جان سپرد.

پدرم فدای آنکه محاسنش غرق خون شد.

پدرم فدای آنکه جدش محمّد مصطفاست،جدش فرستادۀ خداست.

راستی حسین!این سؤال تو را چه پاسخ گفتند وقتی که پرسیدی:

((فَبِمَ تَستَحِلُّونَ دَمی؟"پس چگونه خون مرا حلال می انگارید؟"))

-راستی،حتّی یک قطره از خون علی اصغر به زمین نچکید...

-میان دست و بدن عبّاس،چقدر فاصله افتاده بود؟

-هیچ کس آب نخورد،حتّی وقتی که آب آزاد شد.

-راستی،رقیّه به حسین چه گفت،رقیّه با حسین چه کرد که حسین به او پروانۀ رفتن داد؟

-از همه سخت تر وداع بود.وداع با حسین.وداع با جهان،وداع با جان،وداع با هرچه که دوست داشتنی است.

 

زینب! زینب! زینب!

تو را به خدا خودت را حفظ کن.

کار تو هنوز به اتمام نرسیده است.

تو تازه باید پیام کربلایی ات را از مدینه رسول الله به تمام عالم منتشر کنی.

ردای امامت با دستهای توست که از دوش تو به قامت سجّاد منتقل میشود.

پس گریه نکن زینب!خودت را حفظ کن زینب!...

 

برگرفته از کتاب آفتاب در حجاب،نوشتۀ سید مهدی شجاعی

 

روايت است كه چون تنگ شد بر او ميدان   فتاد از حركت، ذوالجناح از جولان

 نه ذوالجناح، دگر تاب استقامت داشت- نه سيد الشهداء بر جدال طاقت شد

هوا ز باد مخالف، چون قير گون گرديد- عزيز فاطمه، از اسب سرنگون گرديد

بلند مرتبه شاهى ز صدر زين افتاد- اگر غلط نكنم، عرش بر زمين افتاد


نوشته شده در تاريخ توسط بنده خدا
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 23:17  توسط زهیر نام آور  | 




اگر دعای من امشب به آسمان برسد
گمان كنم كه خدا هم به دادمان برسد

رمق نمانده به جسمم , خدای من مددی !
مگر ز تو به تن مرده‌ام توان برسد

غمم ز دوری یار است ، یار گمشده‌ام 
چه می‌شود خبر از یار بی نشان برسد ؟ 

چه می‌شود كه بیاید سوار مشرقی‌ام
و بر پیاده ی خسته ، توان و جان برسد ؟ 

پر از لطافت گل می‌شود نسیم چمن
اگر به فصل خزان یار مهربان برسد

گلاب و عطر بپاشید در مسیر ظهور
گمان كنم كه هر آن لحظه میهمان برسد ! 

همیشه منتظرم دركنار جاده عشق
كه پیک خوش خبر از سمت جمكران برسد

تمام ذهن مرا پر نموده این پرسش
چه می‌كنیم اگر وقت امتحان برسد ؟

خدا كند كه در این روز , روسپید شویم
چو كارنامه به آن مصلح جهان برسد

یقین بدان كه اثر می‌كند دعای فرج
و از عنایت ، آن صاحب‌الزمان برسد

شروع دفتر باور به نام او زیباست
اگر كه ختم غزل هم به پای آن برسد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 23:8  توسط زهیر نام آور  | 

ای وسـعت آســمــان آبــی! 
آیـیـنـه ســبــــز آفــتـــابــی!
 
رخشنده ترین ستاره عشق 
ای کاش به شام ما بـتــابی .

 

                            باور کنین  همین روزا               مســافر از سفر میاد
                           بعداز یه عمرى انتظار              ساکت و بى‏خبر میاد
                            قدِّ یه چشم بِهَم زدن               ستاره از راه مى‏رسه
                            دستِ کوچیکِ بچه‏ها               به دامنِ ماه مى‏رسه
                            یه روزى از سفر میاد               بعـضـیـا بــاور نـــدارن
                            غــریـب‏ترین مسافره               اسمشُ هر جا میارن
                            آخه چـه جـور غریبیه               که هستى چش‏براشه

                        خورشید داره دادمى‏زنه               تشـنـه‏ى یـه نــگاهـشه
                         منجى داره دادمى‏زنه                 مثه یه بى‏نام و نـشـون
                        ولى چـقد سوت و کوره                کـوچـه‏ى آخـرالـزمـون .

ای بشارت بهشتى، ای ظــــهــور ناگــهـانــى
یک غزل به من نظر کن، با دو چشم آسمانی
در مـــقــام گــفــتـــن از تــو، نــاتـــوانِ ناتوانم
مـــی‌کـــنـــم تــو را تــکلـّم، با زبان بی‌زبانی
می‌دَوَم نشانه‌ات را، پا به پــای بوی حـسـرت
می‌دوم نشانه‌ات را، پا بـه پــای بی‌نـشــانـی
تو، عـــبـــور یـــک خــیالى، رد پا نمانده از تو
از کــــجا گذشته‌ای تو، ای نسیم ناگهانى؟!
رد قـــلــــب عاشقت را، از غزل گرفته‌ام من
ای تغزل مجـــســم، ای غـــزل‌تـرین نشانی
کــى ظــهــور مــی‌کنی تو، آفتاب عالَم آرا؟
کـى ظــهور می‌کنی تو، ای فروغ جاودانى؟
حــاجــتــی نـــدارم از تو، جز تبسم ظهورت
کــى غـبـار غیبتت را، از دلم تو می‌تکانى؟!
شعر از :  رضا اسماعیلى
                                   

 

ای وسـعــت آسـمــان آبــی! 
آیــیــنــه ســبــز آفــتـــابـی!
 
رخشنـده ترین سـتاره عشق 
ای کــاش به شــام ما بتابی .

و اما در پايان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 23:7  توسط زهیر نام آور  |