تبليغاتX
پرنده آبي - مناجات یک خوب

سه شنبه نوزدهم آذر 1387

مناجات یک خوب

 

الهی !

هر گاه که تو را خواندم پاسخم گفتی.

هرگاه اطاعتت کردم قدردانی و تشکر کردی.

و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم بر نعمت هایم افزودی.

و اینها همه چیست؟

جز نعمت تمام و کمال و احسان بی پایان تو؟!

 

 خدایا!

من را آزرمناک خویش قرار ده آن سان که انگار می بینمت.

من را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس می کنم.

 خدایا!

با مرکب نافرمانی ات به وادی شقاوت و بد بختی ام مکشان.

و قدرت برکاتت را بر من فرو ریز تا آنجا که تاخیر را در تعجیل های تو وتعجیل را در تاخیر های تو نپسندم.

آنچه را که پیش می اندازی دلم هوای تاخیرش را نکند و آنچه را که بازپس می نهی من را به شکوه و گلایه نکشاند.

 خدایا!

به که واگذارم می کنی؟

به سوی که می فرستی ام؟

من به سوی دیگران دست دراز کنم؟در حالی که خدای من تویی

و تویی کارساز و زمامدار من.

ای آنکه:

در بیماری خواندمش و شفایم داد.

در جهل خواندمش و شناختم عنایت کرد.

در تنهایی صدایش کردم و جمعیتم بخشید.

در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند.

در فقر خواستمش و غنایم بخشید.

 اکنون باز گشته ام.

باز آمده ام با کوله باری از گناه و اقرار به گناه.

پس تو در گذر ای خدای من!

ببخش

معبود من!

چه می توانم بکنم؟ وقتی که این کوله بار زشتی و گناه با من است ؟!

 انکار؟!

 چگونه و از کجا ممکن است و چه نفعی دارد وقتی که همه ی اعضا و جوارحم به آنچه کرده ام گواهی می دهند؟

 خدای من!

تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله ای که من از تو گرفته ام.

 

خدای من!

چگونه نا امید باشم در حالی که تو امید منی!

چگونه سستی بگیرم ,چگونه خواری پذیرم که تو تکیه گاه منی!

ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش چنان تجلی کرده ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده.

یا رب! یا رب! یا رب!

  فرازی از مناجات یک خوب به نام حسین (ع)

 

نوشته شده توسط سبزينه در 0:29 |  لینک ثابت   •