پرنده آبي
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387
غاصبان کاش انسان بودند
غاصبان کاش انسان بودند !!
مرگ تدریجی یک نسل !
اگر باران نیستی، عزیز دلم!. درخت باش.سرشار از باروری... درخت باش!. و اگر درخت نیستی، عزیز دلم!. سنگ باش. سرشار از رطوبت... سنگ باش!. و اگر سنگ نیستی، عزیز دلم!. ماه باش. و رویای عروسک... ماه باش!. چنین می گفت زنی. در تشییع جنازه فرزندش...»
چه فرقی می کند که محمود درویش، شاعر مبارز فلسطینی این سوگنامه را برای کدامیک از مادران سرزمینش سروده است و امروز کدامیک از مادران غزه در سوگ دردانه خود چنین مرثیه ای را بی تاب و با چشمانی که دیگر اشکی برای باریدن ندارد، می خواند. دیروز سمیه می خواند، امروز ا م سمیر و فردا حتما حبیبه...
اینجا غزه است فرقی نمی کند چه کاره ای و چند سال داری. اینجا؛ همه مثل 1.5میلیون نفر دیگر زندانی اند! در خانه و سرزمینشان زندانی یک اشغالگر! اما با یک فرق بزرگ. در همه زندانهای دنیا آب و غذا و دارو برای زندانی فراهم است. او هم به جرمی که مرتکب شده، سختی زندان را تحمل می کند. اما اینجا آب و غذا و دارو کم است، گیرت نمی آید و تو به جرم اینکه حق خود را برای زندگی در سرزمین مادری ات خواسته ای و به جرم نابودی فلسطین و شهید شدن برادران و خواهرانت در زندانی به وسعت غزه زندانی شده ای!
من خواب دیدم خانه ما مثل سنگر شد
در عکس هایت هرچه تو، یک جور دیگر شد
دستی تکان دادی و دور و دورتر رفتی
تصویرت انگاری به خون غلتید و پرپر شد
تو مثل یک نور سپید از پیش من رفتی
مثل کسی که ناگهان شکل کبوتر شد...
غزه را که می توان نماد پایداری و سرزمین مقاومت مردم مسلمانی دانست و برای حفظ آرمانهای 1.5میلیارد مسلمان جهان، در برابر تمام سختی ها و تحریم ها ایستادگی می کند، هفته هاست در برابر یک نسل کشی آشکار نفس هایش به شماره افتاده و یک فاجعه بزرگ را از سر می گذراند. نظامیان رژیم صهیونیستی که از ژوئن 2007 (خرداد 86) تاکنون مردم غزه را تحت محاصره دارند، با بستن گذرگاهها و جلوگیری از ورود سوخت، مواد غذایی و دارو، مرگ تدریجی یک نسل را در مقابل چشم نهادهای بین المللی، سازمانهای عریض و طویل حقوق بشری و دولتهای بی غیرت منطقه، رقم زده اند.
به نقل از روزنامه کیهان
نوشته شده توسط سبزينه
در 19:32 | لینک ثابت
•

